karma1

کارما

توضیحاتی در مورد مفهوم جهان هستی بر پایه کارما از زبان  سالی

کارما یکی از قوانین هستی است که اساس آن، الگوهای پیشین ما هستند. مفهوم کارما از ادیان و فلسفه شرق، هندوئیسم، بودائیسم، سیکیسم و جَینیسم گرفته شده است. این مفهوم به اعمال شخص اشاره دارد. Karma می‌گوید عمل هر فرد، در این زندگی یا زندگی‌های بعدی او اثر می‌گذارد و فرد هر عملی انجام دهد نتیجه آن را در این زندگی یا زندگی بعدی خود می‌بیند. کارما اصل علت و معلول، کنش و واکنش، عدالت کیهانی و مسئولیت فردی است. عده‌ای این قانون را با نام‌های دیگری به نام‌های پژواک، قانون بومرنگ، قانون بازتاب اعمال و قانون عمل‌ و عکس‌العمل نیز می‌شناسند.

کارما (Karma)، کارمه یا کرمن که در زبان سانسکریت به صورت कर्म نوشته می‌شود؛ به معنای زیستکار، کردار یا نتیجه عمل هر فرد می‌باشد. فرد هر عملی در این زندگی انجام دهد، چه عمل خوب و چه عمل بد؛ نیرویی ایجاد می‌کند که نتیجه آن را در این زندگی یا زندگی‌های بعدی می‌بیند. اعمال خوب، کارمای مثبت و اعمال بد، کارمای منفی ایجاد می‌کنند. در Karma نیت عمل از انجام عمل مهم‌تر است. زمانی که فکر یا عمل خود را درک کنید، مقداری از نیروی کارمایی آزاد می‌شود؛ برای مثال اگر کاری بدی مثل دزدی انجام دادید و بعد از آن متوجه اشتباه خود شدید و برای جبران آن تلاش کردید، خودتان انرژی خود را تغییر می‌دهید و دیگر زیر بار نیروی کارمایی نخواهید بود.

پیامد عملکرد فرد کارمیوه یا Vipāka نامیده می‌شود؛ براساس این تعریف، خدا پاداش یا جزای کارهای انسان را نمی‌دهد، بلکه اعمال و رفتار هرکس پاداش و جزای او را  تعیین می‌کند. در ادیانی که به تولد ادواری یا تناسخ اعتقاد دارند؛ نتایج اعمال به زندگی بعدی کشیده می‌شود. طبق اعتقاد آن‌ها اگر فرد به زندگی و اعمال خود وابستگی نداشته باشد، عملکرد او نتایج یا میوه‌ای نخواهد داشت. وابستگی نداشتن به اعمال باعث می‌شود

مفهوم Karma و دارما به یکدیگر مرتبط هستند و دارما مکمل Karma است. به زبان سانسکریت، دارما به معنای محافظت می‌باشد. طبق قانون دارما، ما وظیفه داریم که از خودمان در مقابل غم‌ها، سختی‌ها و کارمای منفی محافظت کنیم. قانون دارما می‌گوید هر موجودی استعداد منحصربه‌فرد خود را دارد و طبق آن در این زندگی وظایفی دارد. همه ما با هدف خاصی به این دنیا آمده‌ایم و باید سعی کنیم این هدف را پیدا کنیم.

مفهوم کارما در ادیان مختلف

 همه ادیان به این قانون که فرد هر عملی انجام دهد، نتیجه آن را می‌بیند؛ اعتقاد دارند؛ اما ادیان و فلسفه‌های شرق، اعتقاد بیشتری به قانون Karma در کائنات دارند. در ادامه مفهوم Karma را در ادیان هندوئیسم، بودائیسم، سیکیسم، جَینیسم و دین اسلام بررسی می‌کنیم.

منشاء اصلی Karma در هندوئیسم است. آن‌ها اعتقاد دارند که روح انسان در زندگی‌های متفاوت و متعدد گرفتار شده است و تا زمانی که فرد از خواسته‌ها و تمایلات نفسانی خود دست نکشد، روح او همچنان گرفتار خواهد ماند. به همین علت است که هندوها سعی می‌کنند، در طول زندگی خود کارمای مثبت تولید کنند تا در تناسخ بعدی زندگی بهتری داشته باشند.

بودیسم، یکی از شاخه‌های هندوئیسم است و بر این باور است که کارمای ذخیره شده روح، از یک زندگی به زندگی بعدی منتقل می‌شود؛ اما خود روح منتقل نمی‌شود. بودا درباره Karma می‌گوید: «من صاحب اعمال خویشم، میراث‌دار کردار‌های خویش، زاده اعمال خود، در پیوند با کردار خویش و متکی بر اعمال خود می‌زیم و هر فعلی که انجام می‌دهم، نیک یا بد میراث آن به من می‌رسد. فرد راهب، بایستی همواره بر این اصل تامل کند.» طبق سخن بودا، Karma انگیزه است؛ هر شخص کارما را با بدن، سخن و عقل خود انجام می‌دهد و کردار، حرکت فیزیکی فکر و سخن است.

سه انگیزه اول، انگیزه‌های مثبت هستند و سه انگیزه بعدی معکوس آن‌ها هستند. با تکرار کردن رفتار، گرایش ذهنی ما نسبت به آن اعمال بیشتر می‌شود.

در آیین جَین، کارما از ذراتی تشکیل می‌شود که به روح متصل‌اند. تا زمانی که بار Karma روی دوش روح باشد؛ روح در چرخه تناسخ گرفتار است.

آیین سیک، از جدیدترین آیین‌های جهان است که براساس یکتا پرستی است. هدف این آیین برابری همه انسان‌های جهان است و بر این باور است که برای خارج شدن از چرخه حیات و تناسخ، باید به خداشناسی رسید.

تاثیر کارما در موفقیت و شکست ما

طبق قانون Karma ، انسان هر عملی انجام دهد نتیجه آن را می‌بیند. انجام دادن کارهای خوب کارمای مثبت ایجاد می‌کنند. برای مثال دلسوزی، کمک به دیگران، صداقت در عمل و… باعث می‌شود فرد در زندگی خود به آرامش و موفقیت برسد؛ اما انجام دادن کارهای بد، کارمای منفی ایجاد می‌کنند. برای مثال دزدی، دروغ و… باعث می‌شود فرد در طول زندگی همیشه احساس ناراحتی، استرس، افسردگی و شکست داشته باشد. همچنین هر اتفاق بدی که رخ می‌دهد را نمی‌توان از کارما دانست؛ برای مثال اگر بدن ما مریض شد، نمی‌توانیم بگوییم این اتفاق به علت کارمای منفی است، زیرا جسم مادی ما بیمار شده است. در کارمای مثبت و کارمای منفی منظور جسم مادی نیست؛ بلکه حقیقت روح، احساسات، نگرش‌ها و اعمال است.

قانون کارما و نحوه عملکرد کارما بر روی زندگی انسان ها

کارما کلمه‌ای از زبان سانسکریت است. مفهوم کارما به عملکرد انسان در زندگی می‌پردازد. کارما می‌گوید، عملکردهایی که در زندگی داریم، به طور خودکار نتایجی در زندگی ما می‌گذارند. در واقع کارما می‌گوید، رفتار هر کس در زندگی، نیرویی ایجاد می‌کند که چگونگی زندگی آن فرد را تعیین می‌کند. به عبارت دیگر قانون کارما می‌گوید، هر کاری را که انجام می‌دهیم نتیجه آن به خودمان باز می‌گردد.

بودا درباره کارما می‌گوید:

من صاحب اعمال خویشم، میراث‌دار کردارهای خویش، زاده اعمال خود. در پیوند با کردار خویش و متکی بر اعمال خود زندگی می‌کنم. هر کاری که انجام می‌دهم، نیک یا بد، میراث آن به من می‌رسد.

کارما یک مفهوم دینی، فلسفی و اخلاقی مشترک میان بعضی از آیین‌های شرقی است اما این مفهوم در آیین‌های مختلف، تفاوت‌هایی دارد.

در هندوئیسم، که خاستگاه اصلی کارما محسوب می‌شود، اعتقاد بر این است که روح انسان در دایره‌ای از زندگی‌های مکرر گرفتار شده است که سامسارا نام دارد. فردی که از خواسته‌ها و هواهای نفسانی خود دست نکشد، در این دایره گرفتار خواهد ماند تا زمانی که از خواسته‌هایش رها شود و به روح مطلق تبدیل شود و به موکشا برسد. موکشا یعنی رستگاری و رها شدن از چرخه حیات. از آنجایی که موکشا هدف غایی است و زمانی به دست می‌آید که دلخواه نباشد، بیشتر هندوها سعی می‌کنند کارمای خوب تولید کنند تا در چرخه تناسخ و حیات دوباره، در زندگی بهتری به دنیا بیایند.

در واقع هندوها معتقدند که قانون کارما کنترل سامسارا را به دست دارد. در آیین هندو کارما با انجام وظایفی به دست می‌آید که هر فرد در طبقه اجتماعی خود به عهده دارد. اگر فردی وظایف طبقه اجتماعی خود را به خوبی انجام دهد و آن‌ها را کامل کند، در زندگی بعدی در طبقه بالاتری به دنیا خواهد آمد. هندوها همچنین باور دارند که کارما به خودی خود انجام می‌پذیرد و نیازی به مداخله الهی ندارد

کارما در جَینیسم

کارما در همه ادیان شرقی به عنوان یک قانون در نظر گرفته نمی‌شود. برای مثال در آیین جَین، کارما یک ماده اتمی است؛ ذرات واقعی که خود را به روح متصل می‌کنند. پیروان این آیین معتقدند تا زمانی که بار کارما روی دوش روح باشد، در چرخه حیات‌های مکرر گرفتار خواهد بود. از آنجایی که ویژگی‌های منفی روح (مانند خشم، حرص و طمع یا غرور) باعث می‌شوند که کارما بیشتر تمایل به اتصال داشته باشد، پیروان این دین سعی می‌کنند احساسات خود را به حداقل برسانند، میانه‌رو باشند و به هیچ موجود زنده‌ای آسیب نرسانند مگر برای دفاع از خود

برای درک صحیح کارکرد این قانون در زندگی، باید بدانیم که از دیدگاه بودا اساس مفهوم کارما چیست و چگونه بر زندگی ما تأثیر می‌گذارد. معنای لغوی کارما در زبان سانسکریت، کردار و عمل است اما بودا آن را به معنای انگیزه و نیت به کار می‌برد. او در جواب کسانی که می‌پرسیدند کارما چیست می‌گفت کارما انگیزه است. هر شخص کارما را با بدن، سخن و عقل خود انجام می‌دهد.

واژه کردار حرکت فیزیکی، سخن و فکر را دربرمی‌گیرد که برابر است با گفته بودا. یعنی فکر و سخن ما نیز جزئی از رفتار و کردار ما است.

برای فهمیدن این سخن ، باید رفتارهای آدمی را در دو بخش در نظر بگیریم. رفتار خام و نیت و انگیزه‌ای که پشت آن رفتار است. برای مثال کسی که یک چاقو را تیز می‌کند، ممکن است آن را برای انجام یک جراحی نیاز داشته باشد، یا برای تهدید یک نفر یا برای آسیب زدن به شخصی.

 شش انگیزه را در پشت هر عمل معرفی شده:

حسن نیت یا مهربانی

دلسوزی و همدردی

سخاوت

سوء نیت یا خشم

ستمگری و بی‌رحمی

حرص و طمع

سه انگیزه نخستین معکوس سه انگیزه بعدی هستند و انگیزه‌های مثبت به شمار می‌روند. این انگیزه‌ها به ما و دیگران آسیب نمی‌رسانند و موجب تسکین درد و رنج می‌شوند. به همین ترتیب سه انگیزه پایانی موجب رفتارهای آسیب‌زننده و ایجاد درد و رنج می‌شوند.